خدا را شاکرم دوباره فرصتی پیش آمد تا سعادت نوشتن
مقدمه کتاب نویسنده ارزنده کشورم خانم میرزایی بزرگوار را پیدا کنم.
"
جدایی" واژهای تمام نشدنی، پنج حرفی که یک دنیا در آن نهفته است
گاه قلم میشود و روی صفحات معنا می گیرد
گاه شعر میشود و میبارد با غزل هایی
به اندازه تگرگ
چشم بهم میزنی پنج حرف ج د ا ی ی به هم میچسبند اما یک عمر هم نمیتواند جدایش کند و این خاصیت جدایی است .
رمان جدایی داستان عشقی است که در کودکی گم شد
در خامی بزرگتر ها ، له شد،شکست و فریاد شد
صفحه صفحه ی این کتاب در روز های خالی از محبت در توفان انتظار در جستجوی کسی گذشت که کنارم بود.
این داستان دختری است که مادر را با همه وجود فریاد میزند و صدایش خاموش بود.
روز هایی که مادر گفتن را فرا گرفته بود و نبود مادری که صدایش کند ....
رمان جدایی تقدیم به همه مادرانی که اجازه دادند نامشان را صدا کنیم و همه پدرانی که پینه دستانشان ،مهر و محبشان جدایی را در هم شکست.
این رمان تقدیم به همه آنهایی که سال ها دویدند،جستجو کردند سرگذشت را تا قلم بزنند سرنوشت را و فریاد بزنند
مادر دوستت دارم...
زنده باد مادری که فقط یک نام نیست که مفهوم تمامی مهر است.
مادر میتواند مادر نباشد و مادری کند
رضا مافی
شب ها...
ما را در سایت شب ها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 129
تاريخ: پنجشنبه
9 خرداد
1398 ساعت: 21:56